ردپای من روی آسمان است هنوز
شاید مرا نشناسی مرا به یاد نیاوری اما من تورا خوب می شناسم.
من همسایه تو بودم و تو همسایه من و هر دوی ما همسایه خدا...
توعاشق آفتاب بودی همیشه دردستانت تکه ای ازخورشید می
درخشید.راه که می رفتی خطی از روشنی روی آسمان می ماند.
اما همیشه به فکر زمین بودی .آنقدر گفتی تا خدا تو را به زمین فرستاد.
تواسم مرا از یاد بردی ومن اسم تورا....
هم بازی بهشتی من دلم برایت تنگ شده است.
هنوز آخرین حرف خدادر گوشم است
بنده ی من اگر گم شدی از یک راه مستقیم از قلب خود تا من بیا شاید
دوباره مرا پیدا کنی شاید.....
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 21:30 توسط ::.سارا.::
|
ما بدهکاریم!!