تبليغاتX
ஐ...سرگردون...ஐ - کاش آسمان اینقدر مغرور نبود...


ஐ...سرگردون...ஐ

هر چقدر قله غرورت بلندتر باشه, دره سقوطت عمیق تر میشه.

دیروز باران بارید؛ولی کسی از دیدنش شاد نشد...

می‌خواست اینقدر برای زمین عشوه نریزد!

دیروز باران بارید ولی دلی را نشست.

بارید اما جنبنده‌ای را شاد نکرد...

با دستانش به صورتها سیلی می‌زد،دل عاشقش  شکسته بود!
دیگر زمین با دیدنش،از شادمانی گیاهی نمی‌رویاند...

کاش آسمان اینقدر مغرور نبود!
تابستان بود اما آسمان شرورتر از آن بود که پی بهانه باشد،بارید!

بارید اما دل شکسته‌ای با دیدن اشکهایش در خود نگنجید.

دیگر اشکهای آسمان دلی را منقلب نمیکرد،دیگر کسی برای تبرک قطراتش را محبوس نمی‌کند!

کاش آسمان اینقدر مغرور نبود!

کاش اینقدر مغرور نبود و التماس زمین را می‌شنید هنگامی که با ذرات خود شاخه۲ای را به میزبانی نگاه‌ها نشاند...

پنبه‌های غرور گوش‌هایش را بسته بود.باران دیگر آنقدر دلربا نبود که دل ‌گرفته‌ای از دیدنش چترها را زمین گذارد.

کاش آسمان اینقدر مغرور نبود...

نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 21:20 توسط ::.سارا.::| |


Design By : Night Skin